زهر آن گونه اثر کرده به اعضای تنش
سیدرضا نریمانیپسندیدن19
بازدید10.4K
زهر آنگونه اثر کرده به اعضای تنَش لرزه افتاده در این لحظه تمام بدنش مردم، این رسم هواداریِ پیغمبر بود؟ من جگرگوشهی پیغمبر خاتم، حسنم همسرم قاتل من شد، به که گویم این غم؟ آری آنگونه غریبم که غریب وطنم خون شد آنگونه همه عمر دلم از غصه که برون میشود این لختهی خون با سخنم بس که دندان ز غم کوچه نهادم به جگر جگرم پاره شد و ریخت برون از دهنم خواب را برد ز چشمان من آن کوچهی غم آن که یک عمر از آن غصه نخوابیده متم تیر بر پیکر من میزند امروز عَدو هیچ غارت نشد امّا ز تنم پیرهنم درد دارم ولی از داغ برادر گریَم من خودم گریهکن کشتهی خونین بدنم ... هر شب حسن در خواب میگوید: مغیره دست از سرش بردار، کُشتی مادرم را .... دکر میگفت که سنان نگذاشت تا صدایش به گوش ما برسد