نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از مادرمم یاد کنید همه هر جا که میارید اسممو من کشتهی کوچه شدم ازم اینجوری بخونید روضهمو عبدالزهرا پیشونیمو عرق سرد گرفت جلو راهمونو نامرد گرفت صورتش خورد به دیوار درد گرفت جیگرم پاره است هنوزم چشام تو کوچه روی خاک پیِ گوشواره است نفسم بنده هردفعه مغیره می بینه منو میگه میخنده مادرم وای... از مادرم یاد کنید همه هر جا که میارید اسممو من کشتهی مسمار شدم ازم اینجوری بخونید روضهمو دلمو تو رفت و آمد شکست در و با ضربهی ممتد شکست بار شیشه رو لگد زد شکست دل قنفض شاد دومی با یه غروری وسط خونمون ایستاد خواهرم میدید یه دفعه شلاق دور بازوی مادرم پیچید مادرم وای... یا زهرا... دلبر و دلدار حسن پسر فاطمه و حیدر کرار حسن دلبر و دلدار حسن اسوهی شجاعتش شخص علمدار حسن پسر شیره و دشمن روبهروش مغلوبه حتی حاتم تو کرم به مجتبی منصوبه از شجاعتش همین بس یه تنه تو میدون شتر شترسوار و به زمین میکوبه ای جانم حسن ای جانم حسن جانم جانم جانم... سید و مولاست حسن پسر ارشد صدیقهی کبراست حسن سید و مولاست حسن پرچم کرامتش همیشه بالاست حسن به نجف گنبد و ایوون طلا بخشیده حرم و صحنش و به امام رضا بخشیده چی بگم من از عطا و کرمش وقتی که همهی زائراش و به کربلا بخشیده ای جانم حسن ای جانم حسن جانم جانم جانم... سرور و سردار حسن یوسف عشیرهی احمد مختار حسن سرور و سردار حسن اسم زیباتو میگم حتی سر دار حسن آخرش یه روز با نابودیه تفیانیها پا میزارن تو بقیع لشکر ایرانیها آخرش این عربستان، حسنستان میشه با سپاهیان قاسم سلیمانیها ای جانم حسن ای جانم حسن جانم جانم جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد