برات سری است که افتاده زیر پای حسن
ابوالفضل بختیاریپسندیدن3
بازدید4.4K
برات سری است که افتاده زیر پای حسن به تخت سلطنت دل است جای حسن هزار حاتم طایی شود گدای درش هر آنکسی که به دنیا شود گدای حسن دو دست داده خداوند تا که سینه زنم یکی برای حسین و یکی برای حسن جانم حسن جانم حسن... دو چشم داده خداوند تا که گریه کند شبی برای حسین و شبی برای حسن حسین روضهی هر روزهی حسن بوده تمام زندگیام نذر روضههای حسن به عرش مادر او را که میکند خوشحال همان که گریه کند در غم عزای حسن دو آرزو به دل مادر جوانش ماند کفن برای حسین و حرم برای حسن قرار بود که تقدیر اینچنین باشد حرم برای حسین و کرم برای حسن غارت زده منم که کنارت نشستهام غارت زده منم که ز داغت شکستهام غارت زده منم که ز کف داده صبر را با دست خویش کنده برای تو قبر را غارت زده منم که تو را خاک میکنم تابوت را ز خون تنت پاک میکنم تو پس از قتل حسن، گفتهای غارت زدهام باز غارت شدهای پیروهنی نیست تو را استخوانهای تنت مثل دلت نرم شده جز من و مادرمان سینه زنی نیست تو را بس که اسب از بدنت رد شده چون خاک شدی تا رسیدم به تو دیدم بدنی نیست تو را بمیرم بمیرم که غارت شدی میرم خواهش از دشمنت میکنم میرم پس میگیرم لباس تو رو خودم پیرهنت رو تنت میکنم غریبم غریبم یه کاری بکن جلو بچهها حرف بد میزنن منو مثل بابا کشیدن رو خاک تو رو مثل مادر لگد میزنند پاشو از جا ای کوه غیرت تا سیلی نخورده رقیهات ناموس آل الله کجا و اسارت