نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گِرد هم آمدهاند در خیمه تا مروری کنند فردا را تا که عباس زنده باشد نه باید اول شکست سقا را شرط بستند ظهر روز دهم هر که در علقمه کمین بزند خلعتی پیش شمر خواهد داشت هر که عباس را زمین بزند یک نفر گفت کشتنش با من کار او را تمام خواهم کرد خواب را بر خیام آل علی ظهر فردا حرام خواهرم کرد عمر سعد رو به حرمله گفت تیرهاتان اگر خطا برود روزتان را سیاه خواهم کرد اگر او تا به خیمهها برود آنکه من میشناسمش فردا۲ سر این آب سخت میکوشد از وفایش همین که بر لب آب برسد، آب هم نمینوشد مشک را میزنی همان اول بعد از آن کار میشود آسان نهراسی ز چشمِ پر غضبش دست خالی نیاید از میدان (ظهر فردا شد و اباالفضلت)۲ زد به نهر فرات با مشکش جگرِ آب شعلهور شده بود چون که میدید ناله و اشکش مشک خود را ز آب پر کرد و ذکر لبهای خشکِ زینب کرد مثل طفلی که داشت در آغوش گره مشک را مرتب کرد آسمان ناگهان سیاه شد و تیرها چله را رها کردند آه اُمالبنین شنیدم که دست او را ز تن جدا کردند (ای بشیر از حسینِ ما چه خبر پسرانم فدای موی حسین)۲ رو به راه است حال او دیگر خط نیوفتد که بر روی حسین پسرانت یکی یکی رفتند گفتم از حسین ما چه خبر (پس چرا نیست در میان شما)۲ علی اکبر کجاست؟ علی اصغر؟ (پسرت رفت تا تهِ گودال مادرش را فقط صدا میزد دهنم بشکند چه میگویم کفِ گودال دست و پا میزد)۲ شمرها هم به جانش افتادند من بمیرم حسین اذیت شد سرِ او را ز تن جدا کردند ذبح رأسش ولی سه ساعت شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد