نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هر که گیرد از ابوفاضل در این دنیا کمک گر بخواهد میرساند اهل عقبی را کمک دست بر دامان آقایی شدم امروز که دستهایش انبیا را میدهد فردا کمک در گرفتاری و بیماری توجه کردهام یا اباالفضل است جاری بر زبانها کمک باب حاجات تمام اربعینیها علقمه است هر گرفتاری به هر دینی گرفت آنجا کمک آب منت میکشید و او لبش را تر نکرد چون نمیگیرد نمی از رودها دریا کمک بعد عمری که به برادرش جان نگفت داد زد گفت ادرک اخی افتاده ام تنها کمک خواست تیر از چشم بیرون آورد دستی نداشت جای دستانش گرفت از بین زانوها کمک حضرت بی دست پای رفتن خیمه نداشت وقت افتادن وگرنه میگرفت از پا کمک خواست برخیزد ز جایش دست در پیکر نداشت آمد آن لحظه که بالای سرش آقا کمک در کنار پیکرش میگفت با گریه حسین به من تنها پس از تو کی دهد آب رفت از خمیه به دنبالش دل ارباب رفت رفت از خیمه به دنبالش حرم از تاب رفت آب باید محض پابوسی میآمد خدمتش کار دنیا را ببین دریا به سوی آب رفت ریخت از مشک عمو سوغات اصغر بر زمین گریه کرد عباس اما حرمله شاداب رفت حیف که ادرک اخی اش به کمان داران رسید قبل از ارباب این صدا تا دشمن ناباب رفت محضر چشمش سه شعبه تشنه آمد با شتاب از میان کاسهی چشمش ولی سیراب رفت قطعه قطعه شد که کوچکتر شود پیش حسین آری از نزد بزرگ قوم با آداب رفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد