
تا تو رفتی دشمنت نیرو گرفت یار زینب دست بر زانو گرفت تا تو رفتی دست دشمن باز شد پای گلچین هم به گلشن باز شد تا تو رفتی چشم دشمن شور شد گفت سوغاتی ما هم جور شد تا تو رفتی دشمنت شاداب شد تا تو رفتی تازیانه باب شد تا تو رفتی حرمله تحریك شد وقت ذبح كودكان نزدیك شد تا تو رفتی شاه دین بیچاره شد مادر اصغر دگر آواره شد تا تو رفتی حرمت زینب شكست خاك روی معجر زینب نشست تا تو رفتی خیمه بد اقبال شد دلبر تو راهی گودال شد تا تو رفتی ناله زد هل من معین خورد با صورت غریبانه زمین ناكسی چكمه به پا، خنجر به دست آمد و بر سینه ی آقا نشست