نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
جانم به فدایت یا ابوفاضل
۲۱ تیر ۱۴۰۲

یا رب مکن امید کسی را تو ناامید در کوی عشق جام بلا کوثر من است فانی شدن به پای سرت باور من است شرمنده سکینه شدم، مشک پاره شد دیگر نگو برادرم آبآور من است این آبها که میرود از مشک پارهام تنها نه آب، آبروی مادر من است شرمندهام نشد که به قولم عمل کنم سوی حرم مرا نبری، بهتر من است در این شریعه زائر محراب کوفهای فرق سرم ببین و بگو حیدرِ من است افتادهام ز اسب به سجده، بیا ببین این اِبْنِ مُلْجَمَ است که بالا سر من است ته ماندههای کینهشان از قدیمهاست جای عمودِ آهن اگر بر سر من است یک چشم خون غيرت و یک چشم اشک شرم بازار شام منتظر خواهر من است داغش از این بود حسین را کلافه کرد زینب گره به روسری خود اضافه کرد
1 نظر ثبت شده

جانم به فدایت یا ابوفاضل