نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نشستهام رمضان را کنار خوان رقیّه منم گدای همین لطف بیکران رقیّه اگرچه رانده شدم از همه به امیدی رساندهام سر خود را به آستان رقیّه نمیزند لب خود را به لقمهای که حرام است هر آنکه میخورد از رزق آب و نان رقیبه خداکند نزنم باز زیر قول و قرارم و سربلند بمانم در امتحان رقیّه گره گشایی ما روضههای سوّم ماست که میهمان خداییم و میهمان رقیّه به نالههای من تحبس الدّعا نظری کن به نالهی ابتاه یا حسین جان رقیّه نشستهام سر سجّاده وا کند به دعایش زبان لال مرا لکنت زبان رقیّه کمان شده قد من با گناههای زیادم مرا ببخش قسم بر قد کمان رقیّه مرا ببخش به خاک چادر زینب قسم که در صف محشر تمام گریهکنانند در امان رقیّه بابام مه دنیامِ آخر با سر اومدی قربون سرت جان و سر من زخماتو ببند با معجر من تو که پیشونیت شکسته تر از سر من لبهاتم که شکوفهی پرپر منِ دندوناتم مصیبت آخر منِ عزیزم، بابایی رویِ پا لالایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد