نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امشب خدا دعای مرا مستجاب کرد بابا مرا برای خودش انتخاب کرد من که توان پاشدن از جا نداشتم خیرش قبول عمه دوباره ثواب کرد با اینکه من خودم پُرِ درد و جراحتم زخم لب تو زخم دلم را کباب کرد دروازهی پُر از غمِ ساعات یک طرف ما را یزید وارد بزم شراب کرد در شام، شامِ دختر تو تازیانه بود عمه تمامِ خرج سفر را حساب کرد گفتم نزن که بالوپَرم درد میکند اما چه سود، خواهش من را جواب کرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد