تصویر حاج مهدی سلحشور - عطر خوش سیب از دل صحرا

عطر خوش سیب از دل صحرا

[ حاج مهدی سلحشور ]
عطر خوش سیب از دل صحرا وزیده
عمه گُمانم مهمان من رسیده

شام جدایی شد سحر اَلحَمدُلله
آخر رسیدی از سفر اَلحَمدُلله

رفتی بدون بوسه‌های یادگاری
اصلاً نگفتی دختری داری، نداری

از وقتی رفتی خیلی برایت پای نیزه غُصّه خوردم
شب تا سحر زخم سرت را می‌شمردم

گفت بابا هر شب شبیه شمع کارم سوختن بود
آمار زخم صورت تو دست من بود

در هر کجا با نیّت آزار می‌زدن
این زجر تقریبا مرا هر بار

در کوفه ما را مردمی گمراه گفتند
خیلی به بابایت بد و بی‌راه گفتند

دیدی عمو بالای نیزه غیرتی شد
دیدی به ما در کوچه‌ها بی‌حرمتی شد

این حرمله دور و بر ما تاب می‌خورد
این حرمله پیش رُبابت آب می‌خورد

ما را میان خنده‌ی انظار بردند
ما را شبیه برده‌ها بازار بردند

یک عده وحشی سمت سرها می‌دویدند
یک عده مَعجَر از سرِ ما می‌دریدند

بگذار من از تو سوالی را بپرسم
باید که این موضوع را حالا بپرسم

آن شب چه شد که خواهرم افتاد از پا
اصلا بگو کار کَنیزان چیست بابا

*****

بسه هر چی صحبت کردم از دور با تو
می‌خوام از نزدیک دیگه بگم حرفامو

من همه عمرمو بابایی، به روی ماه تو خندیدم
سه سال با خنده تو آغوشت، شبها خوابیدم

جای تموم اون بغل کردن‌ها
ببین تو رو بغل گرفتم حالا
لالایی بابا

شبیه اون شبایی من دوست دارم
چشاتو وا کنی شده یک‌بارم
بخونم لالا

(چه جمع خوبی داشتیم قدیما امّا
تو رفتی خیلی چیزا عوض شد بابا) ۲

پرده‌نشینی‌مون یادته
جاشو به کوچه و بازار داد

خیرات یک کنیز تو کوفه
ما رو آزار داد

می‌بینی روی گوش به جا گوشواره
خون‌مُردگی دارم رو گوش پاره
عیبی نداره

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج مهدی سلحشور حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج مهدی سلحشور

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد