
یه سال و نیمه خواهر تو برای تو عزا گرفته خاطرههای تلخم امشب باز بوی کربلا گرفته دیگه دارم با روضهی تو میمیرم دیگه بدونِ تو از این دنیا سیرم پیرهنتو میونِ آغوش میگیرم حسین من حسین من... ***** تنَت میونِ بوریا بود سرَت به روی نیزهها بود خواهر تو با دستِ بسته محلّهی یهودیا بود نگم چی آوردن به روز ما تُو شام ما رو تُو شهر بردن میونِ ازدحام آتیش و سنگ میریخت سرَم از روی بام حسین من حسین من...