اگر دلواپسِ من بوده‌ای من بیشتر بودم

اگر دلواپسِ من بوده‌ای من بیشتر بودم

[ حاج محمدرضا طاهری ]
اگر دلواپسِ من بوده‌ای من بیشتر بودم
میان بستگان خود به تو وابسته تر بودم

رسیده لحظه‌ی مرگم سراغم را نمی‌گیری؟!
به شوق دیدنت از صبح هی خیره به در بودم

میان بسترم جان می‌دهم حالا تک و تنها
منی که لحظه‌ی جان دادن چندین نفر بودم

نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم
از آن بدو تولد با تو یک جور دگر بودم

نگاه آخرم گودال بودی گریه می‌کردم
وَ از موی سرِ آشفته‌ات آشفته تر بودم

هنوزم با مرور خاطراتت جان به لب هستم
سه ساعت زخم خوردی و سه ساعت محتضر بودم

میان التماس من تو را هر کس که آمد زد
چه بر می‌آمد از این دستِ تنها؟! یک نفر بودم

به ابن سعد رو انداختم آخرسر از غربت
منی که از سخن با یک غریبه بر حذر بودم

به پیش چشم من ده اسب از روی تنت رد شد
تو خونین پیکر و من بیشتر خونین جگر بودم

تو شأنت دامن زهراست نه مخروبه‌ی خولی
سرت را از تنورش در میاوردم اگر بودم

بهانه تا نگیرند از نبود تو یتیمانت
برای بچه‌ها هم عمه بودم هم پدر بودم

سوار ناقه‌ها کردم همینکه دخترانت را
برای محملم دنبال مَحرَم در به در بودم

تویی که شرط ضمن عقد من بودی، خبر داری؟!
که من از کربلا تا شام با که همسفر بودم

مرا بازار بردند و مرا آزار می‌دادند
منی را که به عصمت در دو عالم مفتخر بودم

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمدرضا طاهری محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات