
بیا مهدی که برپا شد عزای عمّهات زینب بده رخصت کنم مدح و ثنای عمّهات زینب بیا مهدی که ما هم جامهی ماتم به تن کردیم گرفته رنگ غم ماتمسرای عمّهات زینب بیا مهدی معطّر کن فضا را با حضور خود عزاداران شوند جمله فدای عمّهات زینب بیا مهدی ببین در مجلس ماتم صف اندر صف نشسته عاشقان زیر لوای عمّهات زینب من از حین طفولیت شدم شاگرد این مکتب که سرمشقم بُوَد عمری وفای عمّهات زینب حسینی هستم و هرگز درِ دیگر نخواهم رفت به شاهان میکند شاهی، گدای عمّهات زینب بیا مهدی دو چشم ما زِ غم بارانی است امشب بیا و خود بخوان روضه برای عمّهات زینب به یادم آمد آن دَم که برادر را به مقتل دید بلند از نای نِیها شد نوای عمّهات زینب چو خم شد تا زند بوسه به رگهای گلوی او به عالم زد شرر قد دوتای عمّهات زینب