وقتی که هست چشم تر تو،مَطافِ اشک

وقتی که هست چشم تر تو،مَطافِ اشک

[ حاج محمدرضا طاهری ]
وقتی که هست چشم ترِ تو، مَطافِ اشک 
گم می‌شود دوباره دلم، در طَوافِ اشک

چشمانِ بی‌قرارِ من و اعتکافِ اشک
آقا بِخَر مرا، به همین دو کلافِ اشک

این اشک‌ها شده، همه‌ی آبرویِ من 
چَشمی گُشا به رویِ من، ای آرزویِ من

ای طَلعةُ الرَشیده‌یِ من،ایُهاالعزیز
ای قُرَةُ الحمیده‌ی من ایُها العزیز

ای نور هر دو دیده ی من، ایُها العزیز
خورشید من سپیده‌ی من، ایُها العزیز

امشب بیا که روضه بخوانی برایِ ما
صاحب عزای خون خدا، صاحب الزمان

امشب بیا و با دل خونین جگر بخوان 
از ماهِ خون گرفته و شَقُ القمر بخوان 

از شام بی کسی و شب بی سحر بخوان
از روضه‌های عمّه‌ی تان بیشتر بخوان

وقتی که چشمهای تو، از غم لبالب است
آیینه‌ی غریبی و غم‌های زینب است

این خاک، غرقِ ندبه و آه است، العجل
هر صبح جمعه چَشم به راه است، العجل

آلِ عَبا بدون پناه است، العجل
بر روی نیزه ها سرِ ماه است، العجل

یا این دل شکسته‌ی ما را صبور کن
یا لا اقل به خاطر زینب ظهور کن

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمدرضا طاهری محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین حاج محمدرضا طاهری

نظرات