
رسیده نوکر عاصی و روسیاهِ عقیله رسیده با طمع بخشش الٰهِ عقیله به هر دری زدم و عبد سربهراه نبودم مرا بخر که شوَم عبد سربهراهِ عقیله مرا خلاص کن از جایگاه آتش دوزخ قسم به حُرمت والا و جایگاه عقیله خوشا به حال شهیدان جانفداییِ زینب خوشا به غیرت شیرانِ در سپاه عقیله به یاد قلب سلیم مدافعان شهیدش سلام میکنم امشب به بارگاه عقیله به روز حشر که مُهر سکوت بر لب خَلق است حسین، ذکر لب ماست در پناه عقیله نگو به مقتل ارباب، قتلگاه حسینی که قتلگاه حسین است و قتلگاه عقیله چه شد که این همه کَعبِ سَنان به پیکر او خورد؟! مگر نبود کفیلش؟!، نبود ماه عقیله؟! اگرچه سنگ به پیشانیاش زدند ولی باز، ندید چشم کسی عجز و اشک و آهِ عقیله