تصویر حاج محمدرضا طاهری - کربلا کارگاه زینب بود

کربلا کارگاه زینب بود

[ حاج محمدرضا طاهری ]
کربلا کارگاه زینب بود
تازه آقا زِ راه زینب بود

این که شد دودمان ظلم سیاه
اثر دودِ آهِ زینب بود

مُهر خون زد به دفتر عشقش
چوب محمل گواه زینب بود

***

صوت قرآن تو صبرم را رُبود از دل حسین
زان سبب سر را زدن بر چوبه‌ی محمل حسین

ای حسین جان، ای حسین جان...

ای جانِ من به نیزه‌ی اَعدا چه می‌کنی؟
آغوش ماست جای تو

***

گَر چهل روز سرپناه نداشت
یک جهان در پناه زینب بود

وَ اذا الشمسُ کُوِّرَت شرحِ
روزگاره سیاه زینب بود

قتلگاه حسین کربُبلا 
شام هم قتلگاه زینب بود

آن تنِ تکه‌تکه، تکه شده
به خدا تکیه‌گاه زینب بود

بدنی که سپاه رویش رفت
روزگاری سپاهِ زینب بود

زنده زنده تنی که عریان شد
آبرودار و شاهِ زینب بود

قطره قطره زِ دیده دُر می‌سُفت
با برادر چنین سخن می‌گفت:

پای هر پنج تن بلا دیدم
من تو را روی نیزه‌ها دیدم

سر یک نیزه‌ی بلند حسین
گیسوان تو را رها دیدم

بین جمعیتی که سنگ زدند
چهره‌ی چند آشنا دیدم

به غذا لب نمی‌زنم دیگر
سر سفره سر تو را دیدم

کوچه‌گردیت، کوچه‌گردم کرد
بین این کوچه‌ها چه‌ها دیدم

ذره‌ای از بلای کوفه نشد
هر بلایی که کربلا دیدم

آه از آن لحظه که زمین خوردی
روی جسمت برو بیا دیدم

روی تل دست و پای من گم شد
تا تو را زیر دست و پا دیدم

دور گودال غیر سرنیزه
چندتا تکه‌ی عصا دیدم

بعد از آن که جدایمان کردند
بدنت را جدا جدا دیدم

از لباس تنت نمانده نخی
تنِ غارت شده، اَنتَ اَخی

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد