نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بیهوده قفس را مگشایید، پَری نیست جز مشتِ پَری گوشهی زندان اثری نیست گفتم به صبا دردِ دل خویش بگویم اما به سیَهچال صبا را گذری نیست تا بال و پَری بود قفس را نگشودند امروز گشودند قفس را که پَری نیست **** یافت آن گل را ولی پَرپَر شده پاره پاره پیکری بیسر شده گفت آیا یوسفِ زهرا تویی؟ آن که من گم کردهام، آیا تویی؟ **** من و جدا شدن از کوی تو، خدا نکند خدا هر آنچه کند از تواَم جدا نکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد