تصویر حاج محمدرضا طاهری - مردی که نام دیگر او آفتاب است

مردی که نام دیگر او آفتاب است

[ حاج محمدرضا طاهری ]
مَردی که نام دیگر او آفتاب است
بینِ غل و زنجیر هم عالی‌جناب است

حبلُ المتین ماست یه تارِ عبایش
این مرد از نسلِ شریفِ بوتراب است

هنگامِ طیُ الارض و معراجش یقیناً
روحُ‌الامین در محضرش پا در رکاب است

پیداست از باب‌الحوائج بودنِ او
هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است

با یک سوالش بُشر حافی زیر و رو شد
هر کس به پای او بیفتد کامیاب است

بَد‌کاره‌ای را زود سجّاده‌نشین کرد
اعجازِ او بالاتر از حدّ نصاب است

چیز کمی که نیست آقا چهارده سال
زیر شکنجه کنج زندان در عذاب است

نامرد، زندانبان، یهوده‌زادی شوم
دست و سر و پاهای آقا را چرا بست؟

با ناسزا باب زدن را باز کرد
این بَددهانِ بی‌حیا ذاتش خراب است

از حیدر و زهرای اطهر کینه دارد
هر صبح و شب دنبال تسویه حساب است

از بس که گلبرگِ تنِ آقا خمیده
زندانِ تاریکش پُر از عطر گلاب است

زخمی که در زیر گلوی او شکفته
یادآور زخم و غم طفل رباب است

با این غل و زنجیر و لب‌های تَرَک‌دار
تنها به یاد زینب و بزم شراب است
****
چوب یزید و گریه‌ی اطفال ای وای
حرف کنیزی و زبانم لال ای وای

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد