نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

با گریه و آهِ دمادم مینویسم در ذیل مصحف شرح ماتم مینویسم اندوه را با جوهر غم مینویسم این روضه را مثل مُحرّم مینویسم کوچه به کوچه مجلس ماتم گرفتند کرّوبیان با روضهخوانها دَم گرفتند آیات قرآن، حضرت موسی بنِ جعفر تسبیح ایمان، حضرت موسی بنِ جعفر آقای باران، حضرت موسی بنِ جعفر دردی و درمان، حضرت موسی بنِ جعفر لبتشنهی عشق تواَم باران عطا کن از دردمندان تواَم درمان عطا کن بوی دلانگیز بهارِ مردم ما نور چراغ شامِ تار مردم ما بودی همیشه در کنار مردم ما خیلی گره خورده است کار مردم ما گرچه گرفتاریم یا بابالحوائج اما تو را داریم یا بابالحوائج جز ذکر اللهِ لبت بسمی نداریم شیرینتر از نام شما اسمی نداریم با حرز تو از صد بلا قِسمی نداریم ما ترس از بیماریِ جسمی نداریم بیماریِ ما زندگی منهای روضه است راه علاج ما دو قطره چای روضه است چشم مرا تر کن زمان رَبّناها لطفا نگاهم کن میان این گداها پیچیده در هفت آسمانها این صداها یا فاطمه معصومهها و یا رضاها این خاک شد ایرانِ این خواهر برادر جان همه قربان این خواهر برادر دریای رحمت! ما به موجت خو گرفتیم از هر کسی جز خاندانت رو گرفتیم در اوج بیماری زِ تو دارو گرفتیم ما نسخه را از ضامن آهو گرفتیم صحن رضاجانِ شما دارُالشفاء شد پای ضریحش نطق طفلِ لال وا شد موسای طورِ غم، عصایت را شکستند با زجرِ تو، قلبِ رضایت را شکستند نامردها دست دعایت را شکستند زیر لگدها ساق پایت را شکستند چیزی برای تو به جز ماتم نمانده نای مناجاتی برایت هم نمانده شیعه هنوز از غصّهات تشویش دارد داغ تو را در سینه بیش از پیش دارد اهل کنایه، سندی ملعون بد زبانش نیش دارد روی لبش دشنامِ قوم و خویش دارد با ذکر مادر درد پهلو میکشیدی داغ حسن را کنج زندان میچشیدی در این قفس بال و پَری دیدند؟ ندیدند جز روضه چیز دیگری دیدند؟ ندیدند زیر عبایت پیکری دیدند؟ ندیدند جز استخوان لاغری دیدند؟ ندیدند داغ تو ما را کشت ای فرزندِ زهرا عجّل وفاتی خواندهای مانند زهرا اصلا تنت آماج تیغ و نیزهها شد اما از پشت سر رأس تو از پیکر جدا شد آنگونه دور خیمههایت شر به پا شد ناموس تو راهیِ شامات بلا شد پس هیچ دردی مثل درد کربلا نیست پس هیچ داغی داغ شاه سر جدا نیست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد