پسر شیر حیدر از فرس افتاده

پسر شیر حیدر از فرس افتاده

[ حاج محمود کریمی ]
پسر شیر حیدر، از فَرَس افتاده
به دم تیغ لشکر، از نفس افتاده

ماه شب‌های حسن افتاده، زیر دست و پا ای عمو جان
پیش پای تو، در کنار من، آمده بابا ای عمو جان

می‌شوم من فدایت به پایت، عمو جان
می‌زنم من صدایت، فدایت، عمو جان...

نور سرخی گرفته، چهره‌ی فانوسی
قامت یک کبوتر، با پر طاووسی

بین آغوشت، تا نفس دارم، با تو می‌آیم ای عمو جان
در تنم مانده خورده‌هایی از، استخوان‌هایم ای عمو جان

تا صدایم شنیدی رسیدی، عمو جان
از حرم پر کشیدی رسیدی، عمو جان

روی دست حسین است، شاخه‌ی شمشادش
روی خون شد روان از، گیسوی دامادش

من یتیمی را، با حضور تو، بردم از یادم، ای عمو جان

لحظه‌ی آخر، راحتم کن از، دست صیادم، ای عمو جان

شاه کرب و بلایی کجایی؟ عمو جان
زنده‌ام تا بیایی کجایی؟ عمو جان

 آسمان آسمان، خون و رنگین کمان
ماه بین آمده دامن کشان

عطش و خستگی، دل و دل‌بستگی، نور پیوستگی
شمس عازم به غروب است به آهستگی

اوج آمادگی، دل و دلداگی
آمد از خیمه برون، سیزده ساله یلی

روی دوشش سپری
تیغ آویخته بر کمری،بسته به جان

با همه سادگی، سر که آورد فرود پیش پای قدم لطف عمو، به چه افتادگی
به زمین لرزه فتادست، از این هیبت و اِستادگی
دست بر قبضه‌ی تیغ،دست دیگر ز ادب به روی سینه گذاشت

نامه‌ای داد به دستان عمو، که ببین جان عمو
اذن میدان داده، به تو فرمان داده، دست خط پدرم

اشک از دیده‌ی خورشید سرازیر شده
که عمویت به همین نامه زمین‌گیر شده

من اگر می‌گویم، تو به میدان نروی
آخر ای ماه جبین، تو امامت هستی

نامه‌ای آوردی، باز دستم بستی
گفت با خواهر خود، که بپوشان رخ ناب

که عزیز حسنم، نخورد چشم از این خیل سپاه
ماه منشع شده‌ای، آمد از خیل سپاه کم ارباب برون

شورشی افتاده به سپاه کافر،از چه پوشیده شده صورت قرص قمر
کیست این ماه پسر؟کیست این شیر جگر؟

نعره‌ای زد که منم، برق شمشیر خدا
پسر شیر خدا، پسر قبله‌ی نور، پسر کعبه‌ی طور

و مبارز طلبید، و چنان تیغ کشید 
و به دور سر خود چرخانید
که از آن سرعت دست، هیچکس تیغ ندید

لحظاتی نگذشت، به تیغ علوی، پسر پور علی
که یلان روی زمین افتادند

دست پرورده‌ی عباس علی، زد به قلب لشکر
و صدا زد به تمام نفسش، یاحیدر یا حیدر...

حسین حسین...

لرزه در خیل سپاه، آذرخشی زده در اهل گناه
بست بر دشمن راه، پشت سر آلُ الله
نفس ثارالله، دم لا حول ولا قوة الا بالله

دید دشمن که حریف، پسر فاطمه نیست
به جز از نامردی، جنگ را خاتمه نیست

دور او حلقه زدند، همگی دست به سنگ
آسمان ابر پر از سنگ شده
سیل خون جاری سچشد،ز رخ ماه جبین

تیغ افتاد ز دست، ماه افتاد زمین
تیرها از یک سو، نیزه‌ها از سویی

سنگ‌ها از یک سو، تیغ‌ها از سویی
هر که از راه رسید، پنجه بر ماه کشید

نو کسی گفت دگر ، از نفس افتاده
نعل‌ها سرخ شدند، سرخیه خون حسن

یکی از راه رسید، خنجری در دستش
خود از سر برداشت، پنجه در کاکل آهوی بنی هاشم کرد

عمو از راه رسید
عمو حسین...

پربازدید ترین واحد حاج محمود کریمی محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

پربازدید ترین واحد محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات