نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كبوتر عشق من داری سفر میكنی هوای چشم من و گرفته تر میكنی منو میكشی میری از خیمه ها منو میكشی آخر ماجرا منو میكشی میزنی دست و پا منو میكشی میری از خیمه ها منو داره میكشه عمو غم رفتنت میری میمونه ولی با من بوی پیرهنت تو كه دامن از خیمه ها میكشی پر از خیمه ها تا خدا میكشی رو خاك زمین تا كه پا میكشی لبت پر از خونه و قدت شده مثل من شبیه مادر شدی میاد صدای حسن بلایی كه اینجا سرت اومده یه روزی سر مادرت اومده عمو جون بالای سرت اومده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد