ای نو گل باغ حسن ای یاس من، ای یاس من افتادی ای لالهی پرپر میون خاک و خون مونده گلبرگ تن تو زخمی تیر خزون آتشم زد آه تو قصهی کوتاه تو غصهی جان کاه تو ای کریمه ابنکریم... شد بلای تو عظیم، داری از غم میکشی از غم توی چشام، نقش دریا میکشی لحظهی جون دادنت، (رو دلم پا میکشی)... قاسمم ای قاسمم.. تنت رو خاک کربلا، افتاده زیر دست و پا تو شلوغی گم شده، آه ضعیف وای من پر شده از رد پا، جسم نهیف وای من رد پای کینه وای کینهی دیرینه وای داغ توی سینه وای داری آقای عظیم نالههای آتشین میکشی پا رو زمین تا دل پر خون من، شد تو داغ تو اسیر زنده شد تو خاطرم، قصهی تابوت و تیر ای کریم ابنکریم...