نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای عمو بنگر تنم اندازهی سقّا شده (قاسمت، رعنا شده) ۲ بندبندم زیر نعل اسب از هم واشده (قاسمت، رعنا شده) ۲ ای شده در باور تو مرگ، احلی مِن عسل یابن زهرا العجل سوی میدان میروی، حیّ علی خیرالعمل یابن زهرا العجل قاسمم افتادهام از زین مرکب بر زمین (ای عمو حالم ببین) ۲ در کنار من، نشسته قاتل من در کمین (ای عمو حالم ببین) ۲ نوهی شیر عرب، شیرهی جان حسنم (نوجوان حسنم) ۲ صاحب خاطرهی نام و نشان حسنم (نوجوان حسنم) ۲ بیزره آمده و پیرهن او، کفن است (قاسمبنالحسن است) ۲ مثل عبّاس عمویش به علی صفشکن است قاسمبنالحسن است شده ذکر همهی اهلحرم، یا قاسم (یابن زهرا قاسم) ۲ زنده شد خاطرهی جنگ جمل با قاسم (یابن زهرا قاسم) ۲ کربلا با رجز تو، حسنآباد شده پسرم ای قاسم حمله کن باز که روح پدرت شاد شده پسرم ای قاسم یادگار مجتبایم در شجاعت حیدرم (قاسمبنالحسنم) ۲ میروم با روی خونین نزد زهرا مادرم (قاسمبنالحسنم) ۲ بیش از قبل، من امروز شبیه حسنم قاسمبنالحسنم پدرم جای زره، دوخته برتن کفنم قاسمبنالحسنم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد