نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(قد کشیده اگر شاخهی شمشادم بر سَرِ نی شده حجلهی دامادم) 4 (مثل ماهم مانَد، مثل خورشید بهار مثل یک لالهی سرخ، در صف عاشورا) 2 میرود از حرم، چهرهاش پوشیده سیزده بار زمین، مقدمش بوسیده، گرد او گردیده چشم صحرا حتی، لب رویا دیده میرود هر قدم، دود اسفند بلند، دل نجمه در بند شانهاش باز کشید، زره را محکم کرد چشم زینب پشتش، جان عمه صبری تا که وا شد روبند، باز آن را تو ببند آب و جارو زده است، راه او را دریاب میرود هر قدم، تا نیفتد ز قلم میرود هر نفسی مجتبایی ترین خاطرات همه را میکند زنده چرا این همه گریه چرا فلق لبخندش، میبرد هوش ز سر ماه را در پسِ ابر، چشم را زیر زمین یاس را خانه نشین، میکند گوشه نشین مهر بازوبندش، یادگاری پدر نقش نام دلبر، مددی یا حیدر رفت از زیر علم، شانههایش را فشرد دستهای عباس، ماه آل هاشم بوسه زد بر مهتاب، پای رعنایش حیف به رکابش نرسید پسر میر کرم، میرود دنبالش لحظهای هم نزند، پلک چشمان عمو لحظه لحظه هر دم، دل او پیش عمو، دل او با قاسم قد کشیده اگر شاخهی شمشادم... بر سَرِ نی شده حجلهی دامادم... با خرامان رفتن، شعله زد جان عمو نوجوانی اما، یلی از هاشمیان تشنهای بی بابا، میرود تا میدان گل دامان عمو، هم رکاب باد است، هم عنان طوفان (پرورش یافتهی، دست عباس علی است) 2 تیغ بران عمو، به لبش نام عمو نظرش چشم عمو، به سرش دست عمو رد شد از زیر علم، زیر قرآن عمو میرود تا میدان تا قیامت شاید با خبر نیست ولی، از دل اهل حرم یاد اکبر به دلش، زده آتش دیگر میرود چون اکبر،به دل صد لشکر تا که معنا بشود، اهلی من عسلش تا که افشا بشود، عین و شین و قافش تا به خونش بزند، بر سر خاک رقم ها و سین یاء و نون حیف چرخ گردون، حیف گیسوی جنون کار را یک سره کرد، نالهای از دل زد نالهای از سر درد به کجایی تو عمو، به کجایی بابا که شدم نقش به زمین که شدم خردترین باغبان با همه درد،بین صدها نامرد خاک را بو میکرد پی قاسم میگشت، دید آن لاله ترین میکِشد پا به زمین جانش اما بر لب، دید بر روی تنش نقش صدها مرکب، نیست با او نفَسی یک گل و این همه سنگ پنجهی گلچینی، کاکلش را زده چنگ سینهاش آینهای، حیف لبریز ترک زیر لب آهسته، ای عمو آب کمک رفت بالای سرش، تا به هم چشم رسید گل لبخند شکفت، به لبانش کم سو گفت خوش آمدهای باغبان پیرم تشنهتر تنهایم پیش پای تو رسید، مادرت بابایم دست در دست پدر مادرت آمده است، او جوان است ولی قامتش خم شده است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد