
موی آشفته و این وضع بهم ریختهاش از عبایی که کشیده به سرش، معلوم است دو قدم راه نرفته، به زمین میافتد اثر زهر، به روی جگرش معلوم است به زمین خوردن او، ارثیهی مادری است درد پیچیده به پهلو، اثرش معلوم است از زمین خوردن زن، خاطرهی بد دارم از خون کنج دهن، خاطرهی بد دارم از گل رو پیروهن، خاطرهی بد دارم گل یاسو از ریشه، نمیزنن، نمیزنن زنو با بار شیشه، نمیزنن، نمیزنن خواهرش نیست، ببیند که چه آمد به سرش پارههای جگرش، دور و ورش معلوم است لب او سرخ شد اما، به خدا چوب نخورد مجلس شام ز چشمان ترش، معلوم است روی خاک است ولی، زیر سم اسب نرفت روضهی عصر دهم، در نظرش معلوم است نعلها بود که محکم روی پیکر میرفت یک نفر در طلب جایزه، با سر میرفت تو را به خاطر دِرهم، چه دَرهمت کردند نعل تازه به سم اسب زدن، فکر که بود که سر و پای تو، با سطح زمین یکسان شد سَرِت بگو مگو شد، جسم تو پشت و رو شد سرت و ذبح دستِ، یه پست بی وضو شد چه محشری به پا شد، مقتل برو بیا شد زجر دادنت سرتو، با حوصله جدا شد عریان رهات کردن، سوخت تو آفتاب تنت یا نه خاکا پوشوندنت یا نه، عریان بی کفن ما رفته بودیم و حیوونا گریه میکردن یه زائری زده رو، به سایهی کرمت نشسته روی زمین تو، ورودیه حرمت... دستام آخه به پنجره فولاد گره خورده بازم دم دلگرم زیارت منو برده بین خودمون باشه، نفسام کم آورده شلوغه حرمت، دست و پام شده گم فقط اینو میگم، انا سائلکُم انا سائلُکُم... (یه کم نگام میکنی، خوشیم همین یه کم است امام رضا رو دارم اون، یکی به جای همه است)۲ تو مثل بقیه نبودی که بری از یاد نقاره نبودم، کرمت رو بزنم داد پیشت زبونم قفله، یه کلام خونت آباد متوسله دل، یه به مشهد و قم تو امام منی، انا سائلکم... السلطان ابالحسن، علی ابن موسی الرضا... هر که دارم هوس کرببلا، بسم الله