
ای پیکر پاره پارهی تو چون این دل سفره سفره من از این تن چاک ارباًارباست تا سینه حفره حفره من داغ تو شبیه داغ زهراست ای آیینه شکسته اکبر پخش است تنت میان این دشت ای ماه ز هم گسسته اکبر از این جگرم نمانده چیزی از چیز که مایلم نکردی با من سخنی بگو علیجان برخیز که قاتلم نگردی ***