نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نیمه شب آمده و دیدهی بیداری هست سفره را جمع مکن عبد گنهکاری هست آمدم با تو بگویم که پشیمانم من آمدم حال که یک فرصت اقراری هست تو مرا رد مکن ای یار که هرچند بدم بین خوبان توام گرمی بازاری هست ماندهام گر تو نبودی که مرا میبخشید ای کَس بیکسیام غیر تو غفاری هست خوب و بد را تو به یک چشم ببینی چه شود درکنار گُل این باغ یقین خاری هست کار هر وقت گره خورده به مادر گفتم فاطمه وقت غم و وقت گرفتاری هست نگرانم نگرانم نکند من به محرم نرسم مادرم بحر عزای پسرت کاری هست روضه بگذار برای علی اکبر باشد روضه خوان هم پدرش مادر خونباری هست پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم پاسخ اشک مرا خنده بسیاری هست اَشبهُ الناس منی جلوه ی زهرا شده ای کنج پهلوی تو انگار که مسماری هست ******
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد