
خِجلَت کِشَم از گریه واز دیده و از گریهیِ عمرم گر پیشتر از آمدنت جان بسپارم حیف از تو عزیزی که مَنَت یار بخواهم لیکن چه کنم جز تو کسی یار ندارم **** از آب هم مُضایِقه کَردَن کوفیان خوش داشتند حُرمَتِ مِهمانِ کربلا **** شنیدم سَجیَةُ الکرم شما رو رها کنم قربون کبوترای حرمت **** مَردِ خدا کجا واین همه تحقیر، وای من بَزمِ شراب و آیهی تَطهیر، وای من هر چند بین رَه بَدَنَت را کشید و بُرد دستِ کسی به روی زَن و بچهات نخورد باران نیزه،نیزه نصیبِ تَنَت نَشُد دست کسی مزاحمِ پیراهنت نَشُد این سینهات مکان نِشَستِ کَسی نَشُد دیگر سَر تو دست به دست کَسی نَشُد