نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دردیست مرا که در پی درمان است داغیست مرا که حاصل هجران است در حسرت روز وصل هستم امّا گویا شب انتظار بیپایان است از بغض گلو گیر صدایم پیداست ابریست دلم منتظر باران است یک سال دوباره بی تو رفت و امسال خورشید ظهور بازهم پنهان است جانم به فدات گرچه خود میدانم بیقدر ترین دار و ندارم جان است حیف از تو عزیزی که منت یار بخوانم لیکن چه کنم جز تو کسی یار ندارم ای خانهات آباد دلم خانه توست هرچند که در نبود تو ویران است ای صاحب روضه روضه امشب ما در سامره خانه شما مهمان است چشمان تو همیشه گریان است و بابای غریب تو مصیبت خوان است با نام حسین دل ربودن از تو ای زاده زهرا چقدرآسان است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد