
نه مراست قدرتِ آنکه دَم زنم از جلال تو یا علی نه مرا توان که بیان کنم صفتِ کمالِ تو یاعلی به کدام کَس مَثَلت زنم که بُوَد مثال تو یاعلی (شرمندهام، حمایتِ من بینتیجه ماند(۲ دستم شکست و بند ز دست تو وا نشد از من دو دست بر کمرو از تو بَر زمین دستی دگر کجاست که خاکی به سر کند؟ از حرم تا قتلِگَه زینب صدا میزد حسین همه از خیمهها بیرون دویدند ولی سالار زینب را ندیدند دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وَاندَر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شبِ قدر که این تازه براتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند بعد از این روی من و آینه وصف جمال که درآن جا خبر از جِلوهی ذاتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل نَه عجب مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد (اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند) ۲ همهی وجودم علیه، تارو پودم علیه بود و نبودم علیه، علیه، علیه ذکرِ دل بُوَد یاعلی مدد، بیحد و عدد یاعلی مدد از تو یاعلی هرچه میرسد، چون شِکر بُوَد یاعلی مدد تمامِ حنجرت از تیر رشته رشته شده به دستِ حرمله شمشیر بود بهتر بود (من کیستم گدای تو یا ثامنُ الحجج) ۲ افتادهام به پای تو یا ثامنُ الحجج بِالله نمیروم بَرِ بیگانگان به عَجز تا هستم آشنایِ تو یا ثامنِ الحجج آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند هستند خاک پای تو یا ثامنُ الحجج پایینِ کارنامهی من نقش بسته است امضای کربلای تو یا ثامنُ الحجج