طبیب شهر چو درمانده از طبابت شد

طبیب شهر چو درمانده از طبابت شد

[ حاج محمود کریمی ]
طبیب شهر چو درمانده از طبابت شد
به جستجوی وصیّ شَهِ ولایت شد

نگاه خسته‌ی حیدر به مجتبی افتاد
برای آینه معنی، تمامِ غربت شد

روَم به دیدنِ زهرا که گویمش حیدر
ز استخوانِ گلو زیر تیغ، راحت شد

دگر مُغَیره و قُنفُذ مرا نمی‌بینند
ولی حسن پس از این قسمتش ملامت شد

رسید بالاخره روز دیدنِ دلدار
چقدر از غمِ زهرا، علی اذیّت شد

شبیه دردِ دلِ روز آخرِ مادر
دوباره دختر او شاهد وصیّت شد

دوباره صحبتِ کرب‌وبلا، دوباره حسین
دوباره خانه‌ی عترت پُر از مصیبت شد

نه جبرئیل، که این بار روضه‌خوان، علی است
دوباره نیمه‌ی شب برگزار، هیئت شد

دوباره حرفِ عطش، یک اشاره تا گودال
دوباره از لب خشکِ حسین صحبت شد

پدر اشاره‌ی چشمش به سوی عبّاس است
خیالشان ز علمدار، جمله راحت شد

تمامِ توصیه‌ها را شنید چون زینب
کلام آخرِ بابا هزار قسمت شد

نفَس نفَس زد و در آخرین نفَس فرمود
که سهم زینبم از کوفه سنگ و تهمت شد

پربازدید ترین شعر روضه حاج محمود کریمی محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات