نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سخته بگم از قصّهی زخمام واسه تو که دریای احساسی راستی بابایی بین این مردم دستی به اسم زجر میشناسی من گم شدم اومد سراغ من موهام شد بیشتر پریشونت گفتم عمو، سیلی زد و بعدش با طعنه گفت: اینم عموجونت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد