اینجا گل ناشکفته‌ای پژمرده‌ست

اینجا گل ناشکفته‌ای پژمرده‌ست

[ حنیف طاهری ]
اینجا گل ناشکفته‌ای پژمرده‌ست
این آینه صد سنگ ز طفلان خورده‌ست

آرام کنید کودکان خود را 
این طفل یتیم تازه خوابش برده‌ست

*******
هم کتف من سیاه است
هم روی من کبود است
هم فرق من شکسته
هم گوش من دریده

بابا چه شد که امشب
با سر زدی به ما سر
جسمت کدام نقطه
در خاک و خون تپیده؟

دختر همیشه جایش
آغوش گرم باباست
کس روی پای دختر
رأس پدر ندیده

از بس که راه رفتم
پایم ز راه مانده
از بس گرسنه خفتم
رنگم ز رخ پریده

تو رفع تشنگی کن
از اشک دیده‌ی من
من بوسه می‌ستانم
از حنجر بریده‌

********
خاموش چراغ انجمن شد
پیراهن کهنه‌اش کفن شد

نظرات