تصویر حنیف طاهری - با آن که دو دست کوچکش را بستند

با آن که دو دست کوچکش را بستند

[ حنیف طاهری ]
با آن که دو دست کوچکش را بستند
دستش به کرم از همه کَس، بازتر است(۲)
***
امروز یزید هرچه دلت خواست ستم کن
زیرا تو امیری منه مظلومه اسیرم

ولی در محکمه عدل خدا نگذرم از تو
آنجا تو اسیری منه مظلومه امیرم

خدا گواه‌ست کتک خورده‌ام التماس نکردم
مگر نه دختر حی کردگار قدیرم
***
بر منبر اسلام کز او نام برند
نامی‌ هم ازین خرابه‌ی شام برند

آن شه سزای دین در آن روز کان داد
کین طفل به کنج آن خرابه جان داد

امروز همان خرابه‌ی شام ببین
با آن همه شوکت و شکوه و تمکین

که شاهان به شکستگی بی‌آیند اینجا
رخساره به خاک در بسایند اینجا

آنان به ملک خود وزیر و شاه اند
اینجاست که حاجت از خدا می‌خواهند

این قبر که امروز چراغ شام است
با چشم خرد حقیقت اسلام است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حنیف طاهری حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد