نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستامو پنهون میکنم پشتم بازم یه جاهاییش معلومه این حلقۀ قرمز کبودی نیست تو فکر کن جای النگومه هرجا که میشد ما رو چرخوندن با سختی رو پاهام میایستم بزم نمیدونم چی بود اونجا من حتی اسمش رو بلد نیستم از معجرا و چادرا بابا چیزی نپرس از من نمیدونم انقدر میدونم که این روزا از آستین پاره ممنونم امشب اگه با تو نیام بابا واسه سه سالت خیلی بد میشه خشتی که جای بالشم بوده امشب برام سنگ لحد میشه زخمام به کار من میاد آخر امشب همش بال و پرم میشه من با سر تو میرم از اینجا ویروونه از امشب حرم میشه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد