نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آخرش شرحِ غمم روی زبانها افتاد همه گفتند که خِیبَرشکن از پا افتاد آه رفتی و تمام بدنم میلرزد پهلوانِ تو زمینخورد وَ از نا افتاد دو سه ماه است که رُخسارِ تو با پوشیهست چشمِ من بر رُخِ نیلیِ تو حالا افتاد بشکند دستِ کسی که اَثرش معلوم است جای دستی به روی صورتِ حَوراء افتاد با یتیمانِ تو همناله شده جبرائیل وِلوِله در وسطِ عرشِ مُعَلّیٰ افتاد ساحلم بودی و رفتی و نگفتی با خود که علی در وسطِ موجِ بلایا افتاد با چه رویی بدنت را بدهم بر پدرت؟ لبم از شرم ز هر صحبت و نجوا افتاد با چه رویی به پدرجانِ تو این را گویم: پیشِ چشمانِ همه أُمِّاَبیها افتاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد