تصویر حاج حسین سازور - آخرش شرحِ غمم روی زبان‌ها افتاد

آخرش شرحِ غمم روی زبان‌ها افتاد

[ حاج حسین سازور ]
آخرش شرحِ غمم روی زبان‌ها افتاد
همه گفتند که خیبر شکن از پا افتاد

آه رفتی و تمامِ بدنم می‌لرزد 
پهلوان تو زمین خورد از نا افتاد 

غسل جسم تو بُوَد سخت‌تر از هر کاری
کوه پاشیده شد و بر روی دریا افتاد

دو سه ماه است که رخسار تو با پوشیه است
چشم من بر رُخِ نیلی تو حالا افتاد

مَحرمت بودم و نامحرمِ زخم بدنت 
این چه زخمیست که بر بازوی تو جاافتاد

بشکند دست کسی که اثرش معلوم است 
جای دستی به روی صورت حورا افتاد 

با یتیمان تو هم‌ناله شده جبرائیل 
وِلوِله در وسط عرش مُعلّا افتاد 

ساحلم بودی و رفتی و نگفتی با خود
که علی در وسط موج بلایا افتاد

با چه رویی بدنت را بدهم بر پدرت 
لبم از شرم، زِ هر صحبت و نجوا افتاد 

با چه رویی به پدر جان تو این را گویم
پیش چشمانِ همه اُمِّ اَبیها افتاد

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج حسین سازور حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج حسین سازور

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد