نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(غنچه پرپر گشتهود و گل جدا افتاده بود)۲ پشتِ در جانِ علی مرتضی افتاده بود (دست مولا بسته و بیت ولایت سوخته)۲ آیهای از سوری کوثر جدا افتاده بود گوش ناموس خدا شد پاره همچون برگ گل گوشواره من نمیدانم کجا افتاده بود دست قنفذ رفت بالا بازوی زهرا شکست پای دشمن باز شد زهرا ز پا افتاده بود مجتبی در آن میانه رنگ خود را باخته لرزه بر جان شهید کربلا افتاده بود (وای مادرم، مادرم، مادرم)۲ فاتح خیبر برای حفظ قرآن در سکوت کل قرآن در میان کوچهها افتاده بود کاش ای آتش بسوزی در شرار قهر حق هرم تو بر صورت زهرا چرا افتاده بود؟ مادر مظلومه میپیچید پشت در به خود دختر معصومه زیر دست و پا افتاده بود **** کل محل رو دود گرفته زندگی کی داره میسوزه ماه داره با ستاره میسوزه چرا کسی آب نمیاره حجم آتیش خیلی زیاده شعله الآن چادرو میگیره همسایهها به چی شدن خیره؟ آخه سوختن زن دیدن نداره اینجا مگه خونهی گلها نیست؟ اینکه زیر پاست مگه زهرا نیست؟ عجب زمونهای خدایا از جا دراومده در خونه دیوارا هم پر از رد خونه دیگه چه خونهای خدایا یا زهرا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد