تصویر حسن حسینخانی - داغ بابا به شانه کودک

داغ بابا به شانه کودک

[ حسن حسینخانی ]
داغ بابا به شانه کودک 
بحث دنباله دار فدک 

شب نخوابی ز درد و کتک 
دست سنگین و صورتی کوچک 

از رقیه بپرس یعنی چه 
سنگ از دستِ رهگذر خوردن 

جای ناز، غصه ی پدر خوردن 
تازیانه ز پشت سر خوردن 

یک نفر پا ز صد نفر خوردن 
از رقیه بپرس یعنی چه 

زود امشب بیا کنارم خوب 
من که صبر تو را ندارم خوب 

حق بده بازیم نمی دادند 
پیرهن وصله دار، دارم خوب 

دیروز پیش دختران شام رفتم 
گفتم منم بازی، ولی آنها هولم دادند 

آه وقت اذان زدند مرا 
زخم ها با زبان زدند مرا 

یک تنه کاروان گریه شدم 
قدر یک کاروان زدند مرا 

اگرچه عمه دلتنگ است اماعمه هم راضی ست 
که تو این چند ساعت را به دامان خودم باشی 

من از تاریکی شب‌های این ویرانه می‌ترسم 
تو را آورده‌ام خورشید تابان خودم باشی 

پدر نزدیک بود امشب کنیز خانه ای باشم 
به توحق می دهم پاره گریبان خودم باشی 

سرت افتاد و دستی از محاسن ها بلندت کرد 
بیا خب میهمان کنج ویران خودم باشی 

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسن حسینخانی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد