نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آمد ندا که وقت اقامت تمام شد چشمی به هم زدیم و ضیافت تمام شد یار دلم دعای ابوحمزه الوداع صد حیف انس ما به چه سرعت تمام شد کم میکنیم زحمت خود را وُ میرویم ای میزبان ببخش اذیت تمام شد مانند ابرهای بهاری دلم پر است ماه نجات و بخشش و رحمت تمام شد ای وای من اگر دوباره شوم تَحبِس الدعا باید چکار کرد اخه ماه اجابت تمام شد هر شب به یاد صحن نجف مست میشدیم شبهای دلنشین زیارت تمام شد گفتم نماز و روزه و حجم فقط علیست گفتن با علیست که دِینَت تمام شد او یکّه جانشین بلافصل مصطفاست روز غدیر بر همه حجت تمام شد اما هنگام مرگ کاش بگویند در برم دلتنگیش به وصل شهادت تمام شد وقت وداع آمدو زینب به یار گفت ایام زود طی شدو فرصت تمام شد بوسه، به حنجرت زدمو گریهام گرفت پنجاه و شش بهار چه راحت تمام شد حسین جان ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد