نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پای دل در پیشگاه یار لغزش میکند هرچه با ما میکند این نفْسِ سرکش میکند زیر گوش من بزن شاید بیاید اشک من عاقبت این گریه ما را اهل بخشش میکند اولِ ماه آمدم ردّم نکن ای با مرام سفرهداریِ تو را عالم ستایش میکند قربان کریمی که گدا را پس نزد ربِّ ما با عبد خاطی نیز سازش میکند جانِ سلطان خراسان، آبرویم را نریز این گناهآلوده دارد از تو خواهش میکند هر زمان دلگیر بودم گفتهام یا فاطمه کودکِ آزرده را مادر نوازش میکند لذّت افطار قنبرهاست خرمای علی نوکری را رزق او دارد دارای ارزش میکند حبّ حیدر شرط اصلی قبول بندگیست روز حشر او را خدا معیار سنجش میکند چارهی بیتابیِ ما صحن شاه کربلاست آتش دل در حریم او فروکش میکند روزهدار تشنهلب فَبکَ علی العطشان حسین گریه را تنها خدا بر او سفارش میکند آنقدَر زیر سُم مَرکب تنش پاشیده شد بوریا با گریه گفت این جسم ریزش میکند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد