نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حالا که اینجا امدیم از راه طولانی امشب پناهی باش بر دلهای طوفانی وقت سفر باید سبک تر کرد بارم را پس هرچه غیر از دوست در دل هست ارزانی در قعر چاهیم و اسیر ظلمت نفسیم ای کاش میشد این دلهای ظلمانی با آن گناهان سخت غافل بوده ایم از تو امّا تو راضی میشوی از ما به آسانی صدبار توبه کردهایم و باز میبخشی اینجا همیشه سود دارد این پشیمانی گرچه لباس معصیت پوشیده ایم امّا امشب ببر همراه خود ما را به مهمانی نام علی ما را از آتش دور خواهد کرد با حبّ او معنا گرفته این مسلمانی بچّه در آغوش پدر آرام میگیرد پس جان مولا یک نجف ما را ببر آنی عمری دوای درد بی درمان ما گریه است راه علاج ماست تنها گریه درمانی این اشکهای روضه ما را آبرو داده ای خوش به حال آن که چشمش هست بارانی با یا حسین ما مسیر راه آسان شد مِهرش فضیلت داشت بر این مُهر پیشانی پشت ضریحش حبس در زندان دنیاییم ای کاش در وا میشد امشب روی زندانی یک جرعه آبش نه عذابش داد در گودال عالم به قربان لب آن تشنه قربانی در بین صحرا زیر و رو کردند جمسش را پس زیر و رو خواهد شد هرکس برد اسمش را
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد