شکسته پیر مِی‌کده سحر سبوی خویش را

شکسته پیر مِی‌کده سحر سبوی خویش را

[ حاج منصور ارضی ]
شکسته پیر مِی‌کده سحر سبوی خویش را
گرفته از سبوی گریه‌اش وضوی خویش را

روی تمام بنده‌ها حساب می‌کند خدا
خجل شو از خدا ولی نگیر روی خویش را

کسی اگر ضرر کند گدا ضرر نمی‌کند
کریم رد نمی‌کند گدای کوی خویش را

گدای بین راهی‌ام حسن دهد گواهی‌ام
کسی که روی زخم ما زده رفوی خویش را

همیشه دخل و خرجِ قنبر است گردنِ علی
همان که خرج کرده بهرم آبروی خویش را

خداست جلوه‌ی علی، علی‌ست جلوه‌ی خدا
ببَر فقط نجف تمام گفت‌و‌گوی خویش را

از اوّل آرزوی من زیارت حسین بود
به دست فاطمه سپردم آرزوی خویش را

خراب کرده‌ام مرا خراب‌تر از این نکن
به حقّ آن‌که بسته در خرابه موی خویش را

همان که بین قافله موی سرش کشیده شد
ولی نیافت بین نیزه‌ها عموی خویش را

کسی چشمِ تارِ او سرِ حسین را ندید
زِ عمّه‌جان کمک گرفت جست‌و‌جوی خویش را

کسی کشید ناز آن لبی که چوب خورده را
گفت چرا سپرده‌ای به مطبخی گلوی خویش را؟

پربازدید ترین شعر اول حاج منصور ارضی محرم و صفر مناجات با خدا

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین حاج منصور ارضی

نظرات