
از بس که دلتنگ است بهر توبههای ما امشب دوباره سُفره وا کرده برای ما آمین خودش گفته اجابت هم خودش کرده قبل از قنوتِ ما و پیش از ربّنای ما بر بندهی عاصیِ خود آغوش وا کرده سر به هوا بودیم و او کرده هوای او از بس که غفّار است او از بس که بخشنده است گاهی خودش العفو هم گفته به جای ما از مادرمان نیز بر ما مهربانتر اوست واللّهه مانندی ندارد این خدای ما ممنونِ او هستیم که بر ما نجف داده انداخته بال مَلک را زیر پای ما حاجی بدونِ "یا علی" حاجی نباشد چون کعبه نماید سجده بر ایوان طلای ما پیراهن ما عطر انگورِ نجف دارد انگار با خاک نجف کرده بنای ما مانند طفلی گمشده یکریز مینالم افتاده به تأخیر از بس کربلای ما این اربعین ما را بخر دوریت ما را کشت لک زد برای راه، تاولهای پای ما پای براتِ کربلای عاشقانت را امضا بزن جان علی موسی الرّضای ما جانِ جوادش، جانِ آن که تشنهلب جان داد امشب بیا و استجابت کن دعای ما از ظلم اُمُّ الفضل فریاد از جگر میزد از نالههای او درآمد گریههای ما ملعونه خندید و کنیزان هلهله کردند از آه جانسوزش فتاد آتش به نای ما با قهقهه آینهاش را سنگ میزد دید از شکافِ در زمین را چنگ میزد