تصویر سیدمهدی میرداماد - چقدر سخته که بیفتی رو پهلوت پا بذارن

چقدر سخته که بیفتی رو پهلوت پا بذارن

[ سیدمهدی میرداماد ]
  • 5.6K
  • 4
  • 0
چقدر سخته که بیفتی رو پهلوت پا بذارن
یه باغ پُر از کبودی روی بالت بِکارن

خدای من خلاصم کن نمی‌شنون صدامو
دَم افطار یه آبی نیست که تر کنم لبامو
غُل و زنجیر چه سنگینه شکسته ساق پامو

حال من بَده منو ببَر، مونس منه چشمای تر
مرهمی بذار رو این جیگر، مردم از درد پا و کمر

وای اَمون ای دل، اَمون ای دل، اَمون ای دل...

غروبا تو این سیاه‌چال, دل آدم می‌گیره
نماز مغرب که می‌شه، پاهام ماتم می‌گیره
در و دیوارِ زندون، با گریه‌‌م دَم می‌گیره

پریشونم روی شونه‌م جای ردّ زنجیرا مونده
دَم آخر همش می‌گم رضای من پس کجا مونده
یه چند وقته که رو پهلوم جای ردّ چند تا پا مونده

بی‌هوا زدن، با پا زدن، هِی منو دور از چشما زدن
بیشتر از روزا، شبا زدن، پا شدم از جا امّا زدن

وای اَمون ای دل، اَمون ای دل، اَمون ای دل...

توی زندون نیمه‌شب‌ها، روی خاکا می‌شینم
چشامو تا که می‌بندم، همش روضه می‌بینم

می‌بینم که روی نیزه یه سر قرآن می‌خونه
می‌بینم که یه دختر رو زدن با تازیونه
بمیرم که سه سالشه ولی قامت کمونه

شیرخواره رو نِی جلو رباب
غنچه رو دیدم شده گلاب
عمّه رو زدن واسه ثواب

پربازدید‌ترین‌های واحد امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های سیدمهدی میرداماد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد