نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مژده ای چشم انتظاران ماه مهمانی رسید ماه توبه وقت اظهار پشیمانی رسید اشک شوق إذن دخول میهمانی رفتن است بندهی آلودهای با چشم بارانی رسید هر که خوشروزیست کلّی اشک چشمش میدهند سر به زیر انداختم رزق فراوانی رسید از پیِ لا تقنطوا مِن رحمت الله آمدم آیهای خواندم بشارتهای قرآنی رسید امتحان سخت ما ذبح هوای نفْس ماست خنجری برداشت ابراهیم، قربانی رسید لطف او نگذاشت حتی بندهاش لب تر کند هر چه در این ماه از ذهنم گذشت آنی رسید از همان بدو تولّد رزق ما دست علیست از نجف در سفرهی ما لقمهی نانی رسید بندهای روی زمین کار خدایی میکند فهم ما از مرتضی آخر به حیرانی رسید زیر ایوان طلایش هر که گرم خدمت است جبرئیل اینجا فقط با قصد دربانی رسید دست و دلبازاَند اولاد امیرالمومنین تا به درد امد دلم دارو و درمانی رسید کاش میشد مثل حُرّ ما را بغل گیرد حسین غرق در دلواپسی عبد پریشانی رسید محفل نورانی ما روضه کم دارد فقط مویه باید کرد وقت مرثیهخوانی رسید نالهای برخواست که مُنّوا أنا بنُ المرتضی قطرهی آبی مگر بر طفل عطشانی رسید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد