
سَروِ خَمیده زخمیِ مَظلومهی، سختی کشیده عُمرِ تو کم شد از حالا باید بهت بگم شهیده صدات عوض شد بسکه گریه کردی اِی نَفَسبریده کاشکی لبخندِ تو برگرده به خونه کاشکی از دستت نیوفته دیگه شونه کاش به موی زینَبِین گِرِه نیوفته آینهات از لبِ پنجره نیوفته کاشکی هیچکسی داغِ عزیز نبینه (دختری مادرشو مریض نبینه) ۲ (زهرای من، زهرای من شِکَستی اِیدنیای من) ۴ قلبت جَواب کرد اینا مردِ خونه رو، خونهخراب کرد دردات زیادن اینهمه گریه فقط، تنت رو آبکرد بشکنه دستی که توی این کوچه زنزدن رو بابکرد روزی که هرچی زدن، پیشِ چشمام بود روزِ همدستیِ اون دوتا غُلام بود (روزی که مُغَیره با قُنفُذ شریک شد) ۲ روزی که علی جلو همه کوچک شد اون دوشنبه موقعِ زهرازدن بود روزِ مرگِ اَوّلِ اَبَالحسن بود (خانومِ خونه راهبیا باز باعلی، شونه به شونه) ۲ تشنه نَمونی پابهپای تو حسین، تشنه نَمونه از دستت افتاد کاسهی آب داره روضه میخونه (زینبت خسته شد از کَفَن شمردن) ۲ میگه چهارمیو پَس به کی سپردن چارهای به جُز راضیشدن نداره باخودش میگه حسین کَفَن نداره شایدم کَفَن به کربلا سپردن (چارهی کارو به بوریا سپردن) ۲ **** (قربونِ صدازدنت خیلی بیهوا زدنت) ۲ حالا روی چادرمه خاکِ دست و پا زدنت من سَرِ قرار اومدم توی نِیزهزار اومدم از تو دلنَکَندَم حسین باخودم کنار اومدم تا چشمم کار میکنه نِیزه نِیزه نِیزه، نِیزه میبینم داره باتو چکار میکنه نِیزه نِیزه نِیزه، نِیزه میبینم گریه چشمامو تارمیکنه نِیزه نِیزه نِیزه، نِیزه میبینم (کِی دلش اومد بزنه کی اومد لَگَد بزنه) ۲ یه نَفر یه حرفی به این شمرِ نابَلَد بزنه زندگی همینه حسین رَسمِ دنیا اینه حسین کاشکی حال و روزِ تورو (مادرت نبینه حسین) ۲ رو خاکِ داغِ کربلا کُشته کُشته کُشته، کُشته میبینم مّن دَفَنَ اَهلَ قُریٰ کُشته کُشته کُشته، کُشته میبینم حتیٰ بالای نِیزهها کُشته کُشته کُشته، کُشته میبینم با قَدِ کَمون اومدم عشقِ من بمون اومدم من فقط به عشقِ خودت بِینِ خاک و خون اومدم من بِرَم کجا چهکنم بعدِ کربلا چهکنم پِیکرِ تو جابمونه زیرِ نِیزهها چهکنم از تشنگی دور و بَرو تیره تیره تیره، تیره میبینم این ساعتای آخرو تیره تیره تیره، تیره میبینم توی مَقتَل برادرو تیره تیره تیره، تیره میبینم