
دل شب گریههای بی صداشو با آستین لباسش پاک میکرد علی تنهایی با دست خودش داشت تموم زندگیشو خاک میکرد با این زانوی بی قوّت چجوری میتونه از کنار قبر پاشه کجا داره بره وقتی قرارِ تو اون خونه دیگه زهرا نباشه به هم زد دستای خاکیشو امّا نمیره آخه تنها میشه زهرا اگه تنها نمیموند یتیما خودش هم خاک میشد پیش زهرا با حسرت زیر لب میگفت زهرا علی داره میره خونه نشینی یه کاری کن دلم آروم نمیشه عزیزم کلّمینی کلّمینی علی بی تو شبا بیداره تا صبح علی بی تو شبا رو کوچه گرده نشونم میدن از فردا و میگن امانتداری خوبی نکرده علی رو حلال کن واسه زخم بازو علی رو حلال کن واسه درد پهلو علی رو حلال کن واسه دست بسته علی رو حلال کن علی رو نگا کن چی از من گذاشتی تو قلب غم و داغ رفتن گذاشتی چرا توی اون بقچه که دادی زینب کنار کفنها یه پیرهن گذاشتی با یارب یارب کشتی مادرو با مادر مادر کشتی خواهرو با بی رحمی زد تیر آخرو حسین جانم آه ای مادر من بمیرم میکشی آه با فرود هر نیزه میکشی آه من بمیرم دیگه جا نیست شده نیزه در نیزه گلوتو میبوسم رگاتو میبوسم تو رو خدا دست و پا نزن