من ایستاده بودم دیدم که در افتاد حسن ناله میزد، بابا مادر افتاد تو افتاده بودی، درم روی بازوت دیدم هر کی رد شد لگد زد به پهلوت خونمون شبیه من کلافه بود اون روزی که شدی کبود خونمون انگاری که اضافه بود سوخت توی آتیش و دود آه زدنت ای پنجهی ماه زدنت تو پشت در زخمی شدی باز وسط راه زدنت سخت زدنت مردای بدبخت زدنت خدایی تو این دو سه ماه من مُردم هر وقت زدنت بد زدنت بمیرم انقدر زدنت که از نفس افتادیو هیشکی نیومد زدنت بد زدنت کوچهی خلوت زدنت نزدیک خونهی خودت توی محلهات زدنت *** مونس ماست در این سن کمش دختر من نیستی تا که ببینی شده او مادر من لقمه نانی هم اگر خورد کسی نانِ تو بود همهی دلخوشیام چهرهی خندان تو بود *** سخت دلتنگ توأم سخت بدهکار توأم من خودم یکتنه هر لحظه عزادار توأم *** قبر اصلی تو قلب خودم میدانم هر زمان خواست دلم فاتحهای میخوانم هر کجا میروم از توست نشانی زهرا لحظهای فکر نکردم که نمانی زهرا *** سلام آقا که الآن روبهروتونم من اینجام و زیارتنامه میخونم حسین جانم بذار سایهات همیشه رو سرم باشه قرار ما شب جمعه حرم باشه حسین جانم حرم گفتم هوای کربلا کردم