تصویر سیدرضا نریمانی - انگار نه انگار دیروز همین‌جا یکی خورد به دیوار

انگار نه انگار دیروز همین‌جا یکی خورد به دیوار

[ سیدرضا نریمانی ]
انگار نه انگار
دیروز همین‌جا یکی خورد به دیوار
انگار نه انگار
دیروز یه زن رو زدن بینِ انظار

انگار نه انگار
دیروز یه بچّه شهید شد با مِسمار
انگار نه انگار
اون‌قدر زدن دستش افتاده از کار
انگار نه انگار
...
کار دنیا را ببین، مَردِ فرار از جنگ‌ها
هِی رجَز می‌خوانَد و کرّار باید بشنود
...
این غم کجا بَرَم که تو را مَردها زدند؟!
همه گفتند علی بود و زنَش را کُشتند

*****

سرَم رفته از بس توی سَرصدا
سرَم رفته از بس سرَم داد زدن
نگو که چرا موم سفیده آخه
خودت رو یه لحظه بذار جای من

خواب دیدم که، تنِت رُو زمین
نفَس می‌زدی، گلوتو بُرید

گریه کردم، همون که زدِت 
اومد مَنو زد، موهامو کشید

او می‌کشید و من می‌کشیدم
او می‌دَوید و من می‌دَویدم
...
تا رفتم از حال، گوشواره خلخال، گم کردم
اینا چیزی نیست، بابا تُو گودال، گم کردم

با صورتم، چی‌کار کنم؟
فقط بگید کدوم طرف فرار کنم؟!
چجوری دست به موم زدن؟!
مَنو درست جلو سرِ عموم زدن

خشکه حُلقومم، گفتم مظلومم، بدتر زد
بعد از هِق‌هِق‌هام، تا دید آرومم، بدتر زد

یه جوری زد، که جون بِدم
یه روز بیا زجرو بِهِت نشون بِدم
همون‌که قدبلندتَره
یه ساعتم از زدنَم نمی‌گذره

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه سیدرضا نریمانی حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار مهلا افتخاری
مهلا افتخاری کاربر

خیلی زیبااااا

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳